پاییز همیشه برایم زیبا بوده و هست وجمله (( خش خش برگها زیر پای عابران پیاده )) را برایم تداعی
می کند گاهی احساس می کنم پاییز غم دارد و زیر لب با خود می پرسم چرا خزان نام گرفت ؟
آیا می توان قلبش را شکافت و راز پنهانش را آشکار کرد ؟ شاید به سوگ فصل رفته بهار و تابستان
می نشیند . آری ! بهار سبزست و زیبا ، تابستان گرم و زمستان نویدبخش بهار اما پاییز تنها و نگران.
ولی با تمام غمهای درونش رنگهای گرم را به من و تو و طبیعت هدیه می کند . پس پاییز هم زیباست
ولی او هم ، چون همگان صندوقچه ای در دل دارد از اسرار پنهان که گرامیش می دارد .
برگهای خشک آه ! چه اشکها از عاشقان دیده اند و به قطع دلسوختگان پاییز را نوازش کرده اند و چه
بسیار دلشدگانی که عکسی از خود را در آن یافته اند همراه با دردی مشترک .
پس این فصل زرد سرد نیست
|
+| نوشته شده توسط
الهام در
|